189 - چوپان هوشيار



دانشمندى در بيابان به چوپانى رسيد، به او گفت : چرا به جاى تحصيل دانش ، چوپانى مى كنى .
چوپان درپاسخ گفت : آن چه خلاصه دانشها است ياد گرفته ام .
دانشمند گفت : خلاصه دانشها چيست ؟!.
چوپان گفت : پنج چيز است :
1 - تاراستگوئى تمام نشده ، دروغ نگويم .
2 - و تا مال حلام تمام نشده ، مال حرام نخورم .
3 - تا ازعيب و گناه خود پاك نگردم ، عيب ديگران نگويم .
4 - تا روزى خدا تمام نگردد به در خانه كسى نروم .
5 - تا قدم به بهشت نگذارم ، از هواى نفس و شيطان ، غافل نباشم .
دانشمند گفت : حقا كه تمام علوم را دريافته اى ، هركس اين پنج خصلت را داشته باشد از (آب حقيقت ) علم و حكمت سيراب شده است . (499)